سفارش تبلیغ
صبا ویژن
گناه نتوانستن کردن ، گونه‏اى از ترک گناه است . [نهج البلاغه]
عشق پایدار

دختره یک مقدار افسردگی داشت البته طبیعی بود چون بیچاره پدرش تصادف کرده بود و دچار معلولیت شده بود تمام رتق و فتق امورشان با مادرشان بود یک مقدار تنش در بین مادر زن و پدر زن وجود داشت  مادرش ابتدا با پیش کشیدن مراسم می خواست دل مرا خالی کند بعد بلا فاصله گفت برای اینکه کسی مخالف نکند با این ازدواج  برویم تو محضر عقد کنیم چون ممکنه فامیل ها دخالت کنند اجازه ندهند این ازدواج سر بگیرد کاش فامیل ها دخالت می کردند آنها دقیقا مثل آقایون سیاسیون بودند یک عده ای اینوری یک عده اونوری یک عده میانه  کاش واقعا دخالت می کردند این خسارت جبران نا پذیر پیش نمی آمد بالاخره رفتیم خرید عروسی و کم و بیش یک چیز های خریدیم من که وارد نبودم آنها از منم نا واردتر بودند گذشت و ما عروسی را شروع کردیم اما به هیچ کس دعوت نامه ندادیم من که شهرستانی بودم نمی خواستم خیلی ها را به خسارت بیاندازم سعی کردم اعضای خانواده ام را بطور محدود دعوت کنم آنها هم 10 یا 12 نفری  دعوت کردند مراسم خیل ساده برگزار شد اینجا واقعا جای تقدیر داشت منم به خاطر این بزرگواری بر دستان پدرزنم و مادرزنم بوسه زدم ولی کاش موضوع را می فهمیدم هر وقت سوالی داشتم قبل از عقد مادرش می گفت اگر پشیمان شدی اشگالی نداره مرا از دریافت پاسخ بی نصیب می گذاشت من وظیفه ام را انجام دادم

من طوری سرم شلوغ بود که کیک عروسی را که سفارش داده بودیم فراموش کردم بگیرم کسی هم چیزی نگفت موقع عقد نتیجه آزمایش هم گم شده بود اشکم را در آورد همه فکر می کردند من مشگلی دارم مثلا اعتیاد دارم که نتیجه آزمایش را رو نمی کنم بالاخره پیداش کردم و گریه ام در اومد

 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط مهر 89/4/7:: 12:47 عصر     |     () نظر